تاريخ : یکشنبه سوم مهر 1390 | 23:44 | نویسنده : sulduz

هر شهری برای استفاده از پتانسیلهای بالقوه خود سعی دارد راهی برای به فعل رساندن آنها پیدا کند،شهر مهاباد با صدا وسيماي خود وتبليغات مستمر واين اواخر با استفاده از دانشكده هاي خود روز بروز در حال ترقي است در حالي كه در يك منطقه نامناسب از نظر  ريخت شناسي فضاي توسعه اي شهر سازي، نسبت به نقده قرار دارد.

اين شهر از حداقل امكانات موجود به نحو احسن استفاده ميكند يكي ديگر از اين موارد كه مهاباد را بر سر زبانها انداخته است احداث يك بازار فروش لوازم مستعمل خارجي ‌‍(تاناكورا) در اين شهر است كه به مرحمت تبليغات زياد توانسته علاوه بر شهرت يافتن شهر،باعث اشتغال تعداد زيادي از شهروندانش شود به اين موارد بايد همت مسئولين اين شهر درجذب اعتبارات بانكي براي شهروندان را نيز نامبرد كه احداث كارخانه هاي بزرگ در اين شهرستان از نمودهاي آن است ...

پيرانشهر يا همان خاناي قبل از انقلاب در يك جهش باور نكردني وبه يمن داير شدن بازارچه مرزي توانست راه چند ساله را در مدت كوتاهي طي كند اين شهر بر خلاف مهاباد در موقعيت توسعه اي مناسبتري براي گسترش شهر برخوردار است كه بي شك در آينده رقيب قابلي براي مهاباد خواهد بود ...

شهرستان بانه هم همين وضع را دارد ... شهرستان بناب خاك نامناسبي براي كشاورزي ندارد ولي حضور صنعت در اين شهر چهره اين منطقه را بكل دگرگون كرده است،مياندوآب(قوشاچاي) هم پتانسيل كشاورزي وهم صنعت را همزمان ودومي را به نسبت كمتري داراست .

اورميه را نميتوان نه صنعتي نه كشاورزي دانست ولي خاك حاصلخيز آن بناچار نام منطقه كشاورزي را براي آن مناسبتر كرده است،صنايع مرتبط با كشاورزي از اولويتهاي سرمايه گذاري مردم در اين شهر است ولي تمايل مردم به زندگي لوكس بازار آن را پر زرق وبرق كرده از طرف ديگر مركز استان بودن رفت و آمد مردم به اين شهر را زياد كرده كه به نوبه ي خود باعث رونق بازار آن شده است-توريسم- ولي در كل با در نظر گرفتن سابقه ي تاريخي اين شهر ، وضع موجود اصلاً قابل قبول نيست...

اما منطقه سولدوز:

اين منطقه به مركزيت شهرستان نقده در يك دشت حاصلخيز قرار دارد كه كشاورزي از مطمئن ترين موارد سرمايه گذاري در آن است،صنايعي جسته گريخته در شهرك هاي صنعتي احداث شده كه اغلب آنها ورشكست شده اند...

در كنار كشاورزي ، طبيعت زيباي سولدوز هر بيننده اي را مجذوب خود ميكند. توريسم يكي از بهترين مواردي است كه اگر مسئولين بخواهند(!) ميتواند چهره مظلوم،محروم و متلاشي شده منطقه را احياءكند . در سالهاي اخير عده اي در صدد سرمايه گذاري در منطقه بر آمده اند كه با تنگ نظري مسئولين شهرستان از ادامه كار منصرف شده اند يكي از اين افراد حسن عباسي - مقيم كانادا- بود كه قصد داشت با سرمايه  ي بيش از ۱۵ميليارد تومان يك سايت توريستي سرپوشيده طبق معماري مهندسان كانادا در سد حسنلو احداث كند كه با چند اداره وسازمان اختلاف نظر پيدا كرد و در آخر از كار خود منصرف شد ...

همه ساله عده اي از جهانگردان خارجي وداخلي براي بازديد از سايت تاريخي حسنلو به منطقه سفر ميكنند ولي به علت نبود كمپي براي استقبال واستقرار آنها مجبور به ترك فوري منطقه - اكثراً به مقصد پيرانشهر- ميشوند ...

در اينجا ياد حرفهاي آقاي صيامي واعضاي سابق وفعلي شوراي اسلامي شهر نقده- در توجيه خاكبرداري از تپه قالا باشي - افتادم كه ميگفتند از تپه حسنلو چه استفاده اي برده ايم كه از قالا باشي ببريم؟!

تپه نبايد هم سودي براي منطقه داشته باشد چرا كه ؛

تابلويي در شان  يك منطقه باستاني براي هدايت مسافران وعلاقمندان به محوطه  وجود ندارد!

كمپ يا مسافرخانه اي براي استراحت واستقرار مسافرين احداث نشده!

تبليغاتي براي جذب توريست انجام نميگيرد!

در كنار مناطق تاريخي منطقه طبيعت سولدوز قرار داردطبيعت سولدوز مظلوم مانده واگر نبودند چند نفر دوستدار محيط زيست آنهم نابود ميشد!

هرفعاليتي براي شناساندن منطقه براي ساير مردم  كشور با ماركهاي ظالمانه و رنگارنگ توسط مسئولين محترم در نطفه خفه ميشود در حالي كه در بسياري از شهرهاي ديگر كشور از اين فعاليتها حمايت مادي ومعنوي ميشود!

خود مسئولين محترم هم حال وحوصله وهنر اجرا ومديريت اين نوع برنامه ها را ندارد!

و و و ...

با اين اوصاف نتيجه اي جز عقب ماندگي شهرستان حاصل نميشود،وقتي پختن آش دوغ(آيران آشي) در يك ديگ بزرگ در اين شهر يك حركت سياسي شناخته ميشود بايد به حال تاسف بار خود خون گريه كرد ...

وقتي مهاباد از تهران جذب سرمايه ميكند و با هزار ترفند سعي در توسعه واشتغال شهر و شهروندخود را دارد - كه نتيجه ي آن را هم ميبيند  - و روز بروز پيشرفت ميكند و وقتي آقاي داود پورمهدي-آبدارچي سابق ورئيس فعلي بانك تعاون نقده خواهر زاده رئيس اداره تعاون نقده - فقط بقصد شيطاني كه حد و لياقت اينچنين افرادي است از پرداختن وام بر حقي كه اداره كل تعاون استان تصويب كرده بود به من خودداري كرد و وقتي كه آقاي زنجاني هم كاري نكرد وبا سكوتش با وي همصدايي كرد چه انتظاري بايد جز ورشكست شدن يك كارگاه ۷ ساله وبيكار شدن چند جوان داشت؟!

وقتي آقاي حسن عباسي وامثال ايشان سرخورده ميشوند نبايد انتظاري از اين بيشتر براي شهر داشت!

اين منطقه هم پتانسيل كشاورزي دارد هم پتانسيل اكوتوريستي كه دومي فقط نياز به توجه مسئولين شهرستان را دارد  كه من بعيد ميدانم كاري بكنند...

 در كل نتيجه اينكه اين شهر هيچ آينده ي روشني جز براي كارمندان ندارد كه آنها هم از مزاياي منطقه مرزي بودن آن استفاده ميكنند!

 شايد برنامه بر اين است كه مردم را از اين شهر فراري دهند چنانچه موفق هم شده اند،چرا كه روز بروز تعداد جوانهايي كه به شهرهاي ديگر مهاجرت ميكنند بيشتر ميشود ! شايد حرفهام به مذاق آقايان خوش نيايد ولي ياد گرفتم كه اگه آزاد نباشم لااقل آزاده باشم!

قضاوت با شما!!!



  • پیام کوتاه
  • گلوله